مقایسه محتوای دو فایل Word با یکدیگر

فرض کنید دو فایل Word در اختیار دارید و می‏خواهید بدانید که محتوای این دو فایل چه تفاوت‏هایی با یکدیگر دارد. این موضوع زمانی کاربرد بیشتری دارد که قصد دارید تفاوت‏های نسخه اصلی و یک نسخه اصلاح شده یک متن را دریابید. به ویژه در کارهای گروهی این موضوع بیشتر نیاز می‏شود. جالب است بدانید در نسخه‏های 2007 و 2010 نرم‏افزار Word چنین قابلیتی وجود دارد. در این ترفند قصد داریم به نحوه مقایسه محتوای دو فایل Word با همدیگر توسط خود نرم افزار Word بپردازیم.

برای این کار:
ابتدا نرم‏افزار Word (نسخه 2007 یا 2010) را اجرا نمایید.
اکنون در نوار بالای صفحه به تب Review بروید.
حال  در قسمت Compare، بر روی دکمه Compare کلیک کرده و مجدد Compare را انتخاب نمایید.
در پنجره باز شده، در قسمت Original document بایستی فایل Word اصلی و در قسمت Revised document نیز فایل اصلاح شده را انتخاب نمایید. برای این کار بایستی بر روی دکمه پوشه زرد رنگ هر قسمت کلیک کرده و فایل را انتخاب کنید.
با فشردن دکمه More نیز تنظیمات مقایسه نظیر آنچه که باید مقایسه شود و همچنین تنظیمات نمایش تغییرات را می‏توانید صورت دهید.
در پایان با فشردن دکمه OK مقایسه انجام می‏گیرد و نتیجه ظاهر می‏شود.
شما می‏توانید این فایل نتیجه تغییرات را نیز به طور مجزا ذخیره نمایید.

مجموعه نکات مخفی شده در Adobe CS5

بسته نرم‏افزاری Adobe Creative Suite که با نام Adobe CS نیز شناخته می‏شود شامل مجموعه نرم‏افزارهای گرافیکی، ویرایش فیلم و طراحی صفحات وب بوده که توسط شرکت Adobe ساخته شده است. از معروف‏ترین نرم‏افزارهای Adobe CS می‏توان به Photoshop ،Flash ،Illustrator ،Dreamweaver ،After Effects و بسیاری دیگر اشاره کرد. آخرین نسخه این مجموعه نرم‏افزاری با نام Adobe CS5 در تاریخ 30 آوریل 2010 عرضه شد. در این ترفند قصد داریم به معرفی نکات مخفی شده توسط سازندگان برنامه در نرم‏افزارهای مختلف Adobe CS5 بپردازیم.

1. Adobe Photoshop CS5 را اجرا نمایید. اکنون کلید Ctrl را از روی کیبورد بگیرید و در همان حال از منوی Help بر روی About Photoshop کلیک کنید. خواهید دید که یک صفحه با ظاهری متفاوت با عنوان «خرگوش سفید» ظاهر می‏شود و نام سازندگان برنامه در آن درج می‏گردد.

2. Adobe Dreamweaver CS5 را اجرا کرده و یک صفحه HTML جدید ایجاد کنید. سپس  از منوی Insert بر روی Image کلیک کنید. حال یک تصویر را به دلخواه خود انتخاب کنید. پس از وارد شدن تصویر در محیط برنامه، در حالی که حالت صفحه بر روی Design است، تصویر را با استفاده از ماوس بگیرید و به حالت انتخاب دربیاورید. اکنون کلید Ctrl را بگیرید و بر روی تصویر کوچک شده در در پایین صفحه سمت چپ، دو بار کلیک کنید. خواهید دید که با هر دو بار کلیک بر روی آن تصویر، عکس یکی از سازندگان برنامه همراه با اسم او ظاهر می‏شود.

3. Adobe Flash CS5 را اجرا نمایید. سپس از منوی Help بر روی آخرین گزینه یعنی About Adobe Flash Professional CS5 کلیک کنید. در صفحه ظاهر شده بر روی عدد 5 موجود در تیتر بالای صفحه در قسمت CS5 کلیک کنید. عکس سازندگان برنامه ظاهر خواهد شد که با هر کلیک تصویر بعدی نمایش پیدا می‏کند.

4. Adobe After Effects CS5 را اجرا کنید. اکنون از روی کیبورد کلید Alt را بگیرید و در همان حال از منوی Help بر روی About After Effects کلیک کنید. خواهید دید که فیلمی پخش می‏گردد که نام سازندگان برنامه به صورت انیمیشن در آن درج شده است.

لازم به ذکر است این ترفندها بر روی نسخه‏های قبلی این نرم‏افزارها نیز امکان‏پذیر است، اما نتیجه‏ها تا حدودی متفاوت خواهد بود.

گرانترین بازیگران زن هالیوود معرفی شدند/تصویر

گرانترین 
بازیگر زن هالیوود معرفی شد

Persianv.com At site
فارس : «ساندرا بولاک» ، بازیگر برنده اسکار، با کسب ۵۶ میلیون دلار دستمزد به خاطر دو فیلم، به عنوان گران قیمت‌ترین بازیگر زن هالیوودی طی ۱۲ ماه گذشته معرفی شد.

اگرچه سال ۲۰۱۰ برای «ساندرا بولاک» با طلاقی که داشت از لحاظ خانوادگی چندان سال موفق نبود ولی او با کسب جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم «نقطه کور»، امسال را به عنوان موفق‌ترین سال کاری خود در پرونده‌اش به ثبت رساند.

او اخیرا از سوی سایت «فوربس» نیز با کسب ۵۶ میلیون دلار دستمزد به خاطر دو فیلم «پیشنهاد» و «نقط کور» به عنوان گران‌قیمت‌ترین بازیگر هالیوود طی ۱۲ ماه گذشته معرفی شده است.

این بازیگر نه تنها برای بازی در این فیلم‌ها این میزان دستمزد گرفته، بلکه طبق قرداد در سود این فیلم‌ها نیز شریک است.

فیلم ۳۰ میلیون دلاری «نقطه کور» بیش از ۳۱۰ میلیون دلار و فیلم ۴۰ میلیون دلاری «پیشنهاد» بیش از ۳۲۰ میلیون دلار در گیشه فروخته‌اند.
Persianv.com At site
«ریس ویتراسپون» و «کامرون دیاز» نیز با دستمزدی بالغ بر ۳۲ میلیون دلار به طور مشترک جایگاه دوم فهرست گران‌قیمت‌ترین بازیگران زن هالیوود را به خود اختصاص داده‌اند.
Persianv.com At site
همچنین «جنیفر آنیستون» با ۲۷ میلیون دلار

Persianv.com At site
و «سارا جسیکا پارکر» با ۲۵ میلیون دلار درآمد در جایگاه چهارم و پنجم این جدول قرار گرفته‌اند.

سال گذشته «آنجلینا جولی» و «جنیفر آنیستون» در صدر این جدول قرار گرفته بودند.

 

عکس های دیدنی از خانه ی حلزونی

خانه حلزونی

خانه حلزونی

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

http://www.aprang.ir/

دوچرخه ی جدید اپل با نام iBike در راه است

دوست دارید یه دوچرخه کاملا هوشمند داشته باشید که بتونه اطلاعات رو به کامپیوتر شما بفرسته؟ خوب به زودی می تونید با صرف چند صد دلار یکی از این دوچرخه های اپلی رو داشته باشید (اپل همیشه برای ما سورپرایزهایی داشته است و به همین دلیل طرفداران زیادی در سرتاسر جهان دارد ) .
البته برنامه هایی شبیه MapMyRide هستند که برای تخمین فاصله و سرعت حرکت مناسبند اما این امکانات با استفاده از GPS بدست می آید و این برنامه نمی تواند به طور مستقیم با دوچرخه ما و قطعات مختلفش در ارتباط باشد . بنا به گفته Patently Apple ، این کمپانی محبوب جهان با ساخت دوچرخه های هوشمند قصد ورود به صنعت دوچرخه را نیز دارد.
این پروژه ” دستگاه ها و روش های یکی کردن یک سخت افزار قابل حمل با یک دوچرخه ” را بیان می کند ، حتی این سیستم به افراد یک تیم یا گروه دوچرخه سواری امکان ارتباط با یکدیگر را می دهد .
به طور خلاصه این دوچرخه توانایی نمایش دادن این موارد را دارد : سرعت ، فاصله تا مقصد ، مسیر حرکت ، زمان ، ارتفاع ، بلندی ، شیب ، سرازیری یا سربالایی، ضربان قلب ، قدرت ، تنظیمات دنده ، وزن ، سرعت باد ، نقشه راه و سرعت رکاب زدن .
به نظر میرسه این امکانات فوق العاده هستن و دوچرخه سواران حتما از این خبر خوشحال می شند .


Apple-iBike
این سیستم پیشنهادی اپل یک سری محسنات دیگه هم دارد ، مثل توانایی اشتراک گذاری بی درنگ اطلاعات و آمار با دوچرخه های دیگری که از این سیستم استفاده می کنند . همچنین می تواند اطلاعات را برای پردازش و مشاهده بطور بلادرنگ از راه دور برای سرورها ارسال کند.
این دوچرخه هوشمند توانایی دریافت پیغام های صوتی را دارد و دوچرخه سوار دیگر لازم نیست برای بعضی امور از دست خود استفاده کند مثل ضبط تصویر،صدا یا گرفتن عکس .
اگر این دوچرخه، توانایی کار با آیفون و iPod را داشته باشد ،محدود به یک سیستم نیست و خیلی امکانات دیگر هم در کنارش خلق می شود.
iBike برای دوچرخه سواران حرفه ای یک رؤیا بنظر می رسد ، مخصوصا اگر آنها در گروه های چندین نفره باشند.مثلا اگه شما با یک گروه مشغول سفری با دوچرخه باشید این فناوری اپل در جمع بودن و مدیریت گروه کمک شایانی می کند.
اضافه شدن این سیستم به خیلی برنامه های دیگر و سرورهای راه دور میتونه سرویس ها و برنامه های زیادی رو بوجود بیاره.مثلا برنامه ای که آب و هوا رو پیش بینی می کنه و جهت باد رو نشون میده و اگر  راه شما در جهت مخالف باد باشه به شما هشدار میده.یا برنامه ای که با توجه به سرعت شما ، سرازیری یا سربالایی بودن مسیر و سرعت رکاب زدن شما بهترین تنظیمات دنده رو به شما میده .یا برنامه ای که نمیزاره در مسابقات دوچرخه سواری ، دوچرخه ها با هم برخورد کنند .

نظر شما در مورد این فناوری چیست؟ آیا حاضر به صرف هزینه برای خرید این چنین دوچرخه ای هستید ؟

سیم کارت های خود را برای آیفون ۴ آماده کنید!!

همانطور که می دانید مدتی است اپل شاهکار جدید خود را به نام آیفون ۴ روانه بازار کرد و بسیاری بی صبرانه منتظر عرصه آن در کشور خود هستند تا برای خرید آن اقدام و به جرگه دارندگان این گوشی همراه بپیوندند.

اما مشکلی که در گوشی های آیفون هست در سیمکارت آنهاست که بصورت میکرو سیم می باشند و با سیمکارت های بسیاری از اپراتور های تلفن همراه منجمله اپراتور همراه اول و ایرانسل مشکل دارد . در این آموزش شما می توانید سیم کارت خود را تبدیل به یک سیمکارت میکروسیم تبدیل کنید:

اگر دقت کرده باشید سایز سیم کارت شما ۱۵*۲۵ میلیمتر است در حالی که سیم کارت های آیفون ۱۲*۱۵ میلیمتر برای اینکه بتوانید از آیفون ۴ با سیم کارت خود استفاده کنید کافیست با دقت اندازه گیری کرده و با یک قیچی تیز از طول سیمکارت ۱۰ میلیمتر ببرید و یک برش مورب هم در قسمت بالا و سمت راست آن بزنید . مراحل کار بسیار ساده و در تصویر مشخص است .

+

+

+

پس از انجام این کار منتظر باشید تا پای آیفون ۴ هم به ایران باز شود و بتوانید دنیای تلفن همراه را با Iphone 4 تجربه کنید.

مهمترین بازی هایی که فیلم شدند


بازي جولي در نقش لارا كرافت ، با استقبال مواجه شد
بازي جولي در نقش لارا كرافت ، با استقبال مواجه شد



بازي جولي در نقش لارا
 كرافت ، با استقبال مواجه شد





در «دانستنیها» می خوانید:

  مهمترین بازی هایی که فیلم شدند

فیلم مکس پین در سال 2008 به کارگردانی جان مور و بازی مارک والبرگ در نقش مکس‌پین اکران شد.فیلم مانند قسمت اول بازی بود و فضاسازی بصری فیلم هم تقریبا به همان کیفیت بازی اجرا شد. اما فروش جهانی 88 میلیون دلار بود

سایت گروه مجلات همشهری :‌ الهام گرفتن فیلم ها از بازی های رایانه ای و بالعکس به تدریج در حال فراگیر تر شدن است.

نشریه دانستنیها در شماره نیمه دوم مرداد ماه خود در بخش « سینما عجایب » ، ابتدا بازی « شاهزاده پارس » یا همان « prince of Persia » و فیلم ساخته شده از روی آن را تحلیل کرده و سپس به معرفی مهم ترین بازی های کامپیوتری که دستمایه ساخت فیلم های سینمایی شدند پرداخته است. آنها همچنین امتیاز نسبت به بازی را هم در گزارش آورده اند. 

بخش هایی از این گزارش در ادامه می آید . برای خواندن متن کامل این پرونده ، شماره 9 از دور جدید دانستنهیا را از روزنامه فروشی ها بخواهید.


دست‌نشانده شیطان ؛ امتیاز فیلم نسبت به بازی: 3/7 از 10



آلیس علاوه بر حفظ جانش در برابر مردم ویروس‌زده شهر که حالا تبدیل به زامبی شده‌اند، افراد دیگری که هنوز آلوده نشده‌اند را باید نجات دهد. این خلاصه‌ای از داستان  قسمت معروف به «منجی» در سری بازی‌های رزیدنت اویل است .  بزرگ‌ترین تفاوت بازی با فیلم  حضور نداشتن قهرمان اصلی مرد بازی‌ها در فیلم است. مجموعا 17 بازی تا به امروز با این نام ارائه شده که تمام آنها به طور میانگین نمره خوب 7/8 از 10 را گرفته‌اند.

سری فیلم‌های رزیدنت‌اویل در سال‌های 2004،2002و2007 با محوریت آلیس (با بازی میلایووویچ) ساخته شده‌است. هر چند منتقدان سینما نمره 3/6 از 10 را به فیلم داده‌اند و بالاترین فروش آن هم در قسمت سوم و 147 میلیون دلار بوده‌است اما طرفداران بازی از فیلم‌ها کاملا راضی هستند. ..



تنها در تاریکی؛ امتیاز فیلم نسبت به بازی: 2 از 10


ادوارد کارنبی یک کارآگاه خصوصی است که در مورد خانه‌های جن‌زده تحقیق می‌کند. اولین بار و در سال 1992 شرکت «اینفوگرامز» این بازی را برای کامپیوترهای خانگی طراحی کرد. آخرین ویرایش آن هم در سال 2008 برای بیشتر کنسول‌های بازی ارائه شد. این بازی به عنوان اولین بازی تمام سه‌بعدی ژانر وحشت، توانسته نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کند...

اما دو فیلم ساخته شده از این سری بازی از هر جهت ضعیف و دور از انتظار بود. فیلم نخست در سال 2005 اکران شد که در سطح جهان فروش بسیار ضعیف 12 میلیون دلار را تجربه کرد. نمره ارزش‌گذاری فیلم هم 3/2 از 10 بود. اجرای ضعیف جلوه‌های ویژه، موسیقی فیلم و بازی‌های به شدت ضعیف، تنها گوشه‌ای از ضعف‌های فیلم  بود. قسمت دوم فیلم هم که در سال 2008 اکران شد به مراتب ضعیف‌تر از قسمت اول است و نه‌تنها فروشی نکرد بلکه حتی در ردیف ارزش‌گذاری هم قرار نگرفت.



مکس‌پین ؛ امتیاز فیلم نسبت به بازی: 8/4 از 10


«مکس‌پین» داستان کارمند اداره پلیس نیویورک است که به دنبال قاتل همسر و بچه‌اش برای گرفتن انتقام می‌گردد. تا کنون دو قسمت از سری بازی مکس‌پین را شرکت تفریحاتی «رمدی» به بازار عرضه کرده...
قسمت دوم مکس‌پین در بین 10 بازی پرفروش سال و در ردیف بهترین‌های سال از نظر کاربران با میانگین نمره 3/9  از 10 قرار گرفت.
 
اما فیلم مکس پین در سال 2008 به کارگردانی جان مور و بازی مارک والبرگ در نقش مکس‌پین اکران شد. داستان فیلم کاملا مشابه داستان قسمت اول بازی بود و فضاسازی بصری فیلم هم تقریبا به همان کیفیت بازی اجرا شد. اما فروش جهانی فیلم فقط 88 میلیون دلار بود. میانگین 4/5 از 10 هم نمره منتقدان و هواداران به فیلم بود..



مبارزه تا مرگ ؛ امتیاز فیلم نسبت به بازی: 4/6 از 10


بی‌شک این بازی به همراه «استریت فایتر» محبوب‌ترین بازی ژانر مسابقه‌ای در میان علاقه‌مندان بازی‌های ویدیویی است. این بازی را سال 1992 شرکت اکلیم در آمریکای شمالی طراحی کرد.در سال 2004 سال برای نخستین‌بار این بازی با تغییرات گرافیکی بالا برای استفاده در کنسول‌های ایکس‌باکس و پی‌سی2 در خط تولید قرار گرفت. 

مهم‌ترین نکته بازی کاراکترهای آن است که تعداد آنها در ویرایش‌های مختلف از 14 تا 23 نفر متغیر است و داشتن لباس‌ها و چهره‌هایی خاص با توجه به قدرت‌های‌شان از خصوصیات منحصر به فرد بازی است. مهم‌ترین دلیل  گل نکردن فیلم هم دقیقا رعایت‌نکردن همین نکته است... هرچند فروش 100 میلیون دلاری آن در سال 1995 و کسب نمره 1/6 از 10 در ارزش‌گذاری سینمایی، فیلم را جزء آثار نسبتا موفق اقتباسی درآورده است.



مهاجم مقبره ؛ امتیاز فیلم نسبت به بازی: 8/5 از 10


لارا کرافت، باستان‌شناس و شخصیت اصلی بازی و فیلم را به عنوان ایندیاناجونز زنانه می‌شناسند. داستان فیلم و بازی هم تقریبا با داستان سری فیلم‌های ایندیانا جونز یکی است. سگا سازنده این بازی ابتدا درسال  1996 ، این بازی را برای استفاده در کنسول خود و تلفن همراه طراحی کرد. به همین دلیل کیفیت گرافیکی بالایی نداشت اما وقتی در 1999 بازی برای ویندوز طراحی شد، توانست تا حدودی این نقیصه را جبران کند.

کاربران بازی به هیچ وجه زمینه‌های رومانتیک در این شخصیت را نمی‌پذیرند. اما در فیلم، شما این مساله را به  شکل اغراق شده‌ای مشاهده می‌کنید. در بازی بیش‌از 32 فن متفاوت و جذاب از لارا کرافت برای دفاع از خودش در برابر خطر می‌بینید که در فیلم این فنون به 13 فن تقلیل می‌یابد. هر چند فیلم در زمان خودش 270 میلیون دلار فروخت، اما خیلی‌ها حضور آنجلینا جولی در فیلم را دلیل این فروش می‌دانند، نه استقبال کاربران بازی . نمره ضعیف 2/5 از 10  منتقدان نیز گواه این ادعاست.


نشریه باسابقه دانستنیها در 9 شماره دور جدید انتشار در گروه مجلات همشهری ، با خیل مطالب متنوع و « به روز » علمی تواسنته به یکی از پرمخاطب ترین مجلات ایران بدل شود . آخرین اخبار ، گزارش ها ، مقالات و گفتگوهای حوزه علم و فناوری را در این نشریه دنبال کنید. دانستنها هر ماه ، دو شماره منتشر می کند.

اجازه دهید بزرگترین شکست های گوگل را جشن بگیریم!

“ما شکست هایمان را جشن می گیریم”، این جمله ایی بود که اریک اشمیت روز قبل در کنفرانسی، درباره ی تخته شدن غیر منتظره ی Google Wave عنوان کرده بود. البته جشن های این مدلی گوگل بیشتر از آن چیزی است که تصور می کنید.
برخی معتقدند که گوگل هر آنچه را لمس کند، طلا می شود. خب! روز قبل که پرونده ی Google Wave مختومه اعلام شد، یادآوری بود بر اینکه چرا نظر اینها صحیح نیست.
در زیر می توانید، تعدادی از محصولات مهم گوگل که در نیمه ی راه تعطیل شدند را ببینید.

Google Wave (می ۲۰۰۹ تا اوت ۲۰۱۰)

Google Wave را شاید بتوان مهیج ترین محصول گوگلی دانست، محصولی که با سر و صدای زیادی در کنفرانس گوگل در می ۲۰۰۹ معرفی شد. اما برخلاف آن تغییر انقلابی که گوگل از آن به قدمی فراتر از ایمیل و پیغام فوری یاد کرده بود، Google Wave به مرحله ایی رسید که گوگل دیروز به ناچار اعلام کرد که می خواهد آن را تعطیل کند.

Google SearchWiki (نوامبر ۲۰۰۸ تا مارس ۲۰۱۰)

SearchWiki به هر کسی این اجازه را می داد تا نتایج جست و جویش را به صورت دستی تغییر دهد. شما با استفاده از این سرویس گوگلی می توانستید نتایج جست و جویی را که خوشتان نمی آمد، حذف کنید و یا نتایجی را به بالای لیست بفرستید.
SearchWiki در نوامبر ۲۰۰۸ کارش را توسط گوگل آغاز کرد و در مارس ۲۰۱۰ تعطیل شد. گوگل در بیانه ی مربوط به جشن تخته کردن SearchWiki اعلام کرد: “در آزمایش مان، متوجه شدیم که کاربران علاقه ایی به تغییر رتبه بندی نتایج جست و جو ندارند.”

Google Audio Ads (ژانویه ۲۰۰۶ تا فوریه ۲۰۰۹)

در ژانویه ۲۰۰۶، گوگل، dMarc Broadcasting که پلتفرم آگهی تجاری مبتنی بر رادیو بود را به قیمت ۱۰۲ میلیون دلار خریداری کرد که البته خرجی که گوگل برای این محصول کرد به بیش از ۱٫۱ میلیارد دلار رسید.
محصول جدید گوگل، Google Audio Ads معرفی شد. اما پس از ۳ سال گوگل به این نتیجه رسید که حاصل امیدوار کننده ایی از این سرویس عایدش نمیشود و پرونده ی آن را هم مختومه اعلام کرد.
نکته ی جالب اینکه، در نیمه ی راه توسعه این سرویس، نیویورک تایمز پرده از این مطلب برداشت که بنیانگذار dMarc چند ماه پس از خرید پلتفرمش توسط گوگل، عطای Google Audio Ads را به لقایش بخشیده و از این کار خارج شده بود!
گوگل در جشن شکستش عنوان کرد که، “ما در گوگل، هرگز از پروژه های با ارزش و با ریسک بالا نترسیده ایم.”

Dodgeball (می ۲۰۰۵ تا ژانویه ۲۰۰۹)

حقیقتا، ژانویه ۲۰۰۹، ماه پر جشنی برای گوگل بود. همان زمانی که گوگل به دلیل خرید یوتیوب، در حال محدود کردن Google Video بود، ناگهان خبر از جشنی دیگر برای شکستی نو رسید: Dodgeball
Dodgeball در می ۲۰۰۵ خریداری شد. بعضی احساس کردند که این محصول می تواند، سرویسی مشابه Foursquare برای گوگل باشد.
Dodgeball توسط Dennis Crowley و هم کلاسی اش (در دانشگاه نیویورک)، تاسیس شد. اما Crowley در آوریل ۲۰۰۷ گوگل را ترک کرد و گفت: “کل تجربه به شکل باور نکردنی ایی برای ما ناامید کننده بود.”
Crowley از گوگل رفت و سرویس Foursquare را توسعه داد. سرویسی که هم اکنون به واسطه ی کاربران گسترده اش، رتبه ی زیر ۷۰۰ دارد.
گوگل در جشن شکستش گفت: “بعضی از شما با Dodgeball.com آشنایید… ما تصمیم گرفتیم که Dodgeball.com را ادامه ندهیم…”

Jaiku (اکتبر ۲۰۰۷ تا ژانویه ۲۰۰۹)

برخی فکر می کنند که Jaiku می توانست توییتر گوگلی باشد. گوگل، در اکتبر ۲۰۰۷، سرویس میکروبلاگینگ Jaiku را خریداری کرد. اما گوگل در ژانویه ۲۰۰۹، به مانند چند سرویس دیگر، Jaiku را تخته کرد. هرچند که سرویس هنوز وجود دارد اما گوگل دیگر به شکل فعال از آن پشتیبانی نمی کند.
به نوعی، این اتفاق به Evan Williams باز می گردد. Williams یکی از بنیانگذاران بلاگر بود که گوگل در فوریه ۲۰۰۳ آن را خریداری کرده بود اما بعدا Williams گوگل را ترک کرد. گوگل یکی از افراد با استعداد خود را از دست داده بود چرا که Williams در جولای ۲۰۰۶ به واسطه ی خلاقیتش توانست سرویس میکروبلاگینگ تویتتر را به همراه دو فرد دیگر تاسیس کند. او هم اکنون مدیر ارشد اجرایی توییتر است.
اما این پایان داستان غم انگیز گوگل در از دست دادن ها نبود. چرا که گوگل Costolo را که در زمان خرید فیدبرنر به خدمت گرفته بود را نیز اندکی بعد از دست داد. Costolo گوگل را ترک کرد و در سپتامبر ۲۰۰۹ به یکی از مدیران ارشد توییتر بدل شد.
این بود که Jaiku نیز به گِل نشست. گوگل مطابق معمول در جشن شکستش نطقی ارایه کرد.

Google Notebook (می ۲۰۰۶ تا ژانویه ۲۰۰۹)

دیگر جشن گوگل در ژانویه ۲۰۰۹، به تعطیلی Google Notebook باز می گردد. سرویسی که راهی برای ذخیره ی نتایج جست و جو و تصاویر در نوت بوک های آنلاینی بود که با دیگر افراد می توانست به اشتراک گذاشته شود. گوگل در ژانویه ۲۰۰۹ تصمیم به تعطیلی این سرویس گرفت. البته یکی از جایگزین هایی که قرار بود “به شکل فعالی بهبود داده شود”، SearchWiki بود. هرچند همانطور که در بالا دیدید، اندکی بعد این جایگزین نیز به سرنوشت Google Notebook دچار شد.
گوگل در جشن تعطیلی Google Notebook گفته بود که دیگر ویژگی های جدید به این سرویس اضافه نخواهد شد و به کاربران جدید نیز پیشنهاد داده نخواهد شد.

Google Catalogs (دسامبر ۲۰۰۱ تا ژانویه ۲۰۰۹)

Google Catalogs موتوری برای جست و جو در چند هزار کاتالوگ بود که در اواخر سال ۲۰۰۱ کارش را آغاز کرد اما بعد از مدتی همه از جمله گوگل آن را فراموش کردند. در طول این ۷ سال، شاید یک یا دو مرتبه به روز شده بود که نهایتا در ژانویه ۲۰۰۹، عمرش خاتمه یافت.
گوگل در جشن شکستش، از Google Catalogs به عنوان تجربه ایی بزرگ یاد کرد.

Google Print Ads (نوامبر ۲۰۰۶ تا ژانویه ۲۰۰۹)

درست همانطوری که گوگل نتوانست، تبلیغات رادیویی را دگرگون کند، همچنین در زمینه ی دگرگون سازی تبلیغات در روزنامه نیز شکست خورد. Google Print Ads در نوامبر ۲۰۰۶ کارش را آغاز کرد اما محصول در تولید منفعت بیشتر شکست خورد. بنابراین در ژانویه ۲۰۰۹ کارش به انتهای خط رسید.
گوگل در این جشن گفت: “همیشه خداحافظی کردن با محصولات سخت است. خیلی از افراد در گوگل به سختی بر روی Google Print Ads کار کردند.”

Google Answers (آوریل ۲۰۰۲ تا نوامبر ۲۰۰۶)

Google Answer که در آوریل ۲۰۰۲ کارش را آغاز کرده بود، در نوامبر ۲۰۰۶ به پایان راه رسید. به نوعی آن زمان، زمان احیای سرویس های پرسش و پاسخ بود که با Yahoo Answer جدید و موفق در جلب توجه و ترافیک بیشتر همراه شده بود. اما گوگل به جای ایجاد تغییر در محصولش، آن را از دم تیغ گذراند.
در جشن شکست، گوگل از Google Answer نیز به عنوان تجربه ی بزرگ دیگری یاد کرد.

اما داستان جشن شکست های گوگل به همین ها ختم نمی شود. شکست محیط مجازی Lively گوگل در اواخر سال ۲۰۰۸ یا به گِل نشستن پروژه ی Google Page Creator نمونه های دیگر از این دست هستند.

منبع و بیشتر از اینجا

این دختر یک بمب روحیه است/ تصویر

به گزارش زن فردا و به نقل از همشهری سرنخ فاطمه صالحی  دختری که هم سنتور می‌نوازد، هم طراحی و گریم انجام می‌دهد و هم دانشجوی موسیقی است؛  قصد دارد دکترا خود را هم بگیرد.

می توان از فاطمه صالحی  که به طور مادرزادی دو دست و یک پا ندارد به معنای واقعی کلمه یک «بمب روحیه» نام برد.

بخش‌هایی از این گزارش اینگونه است:

زمستان داشت تمام می‌شد. ساعت ۵/۶ صبح روز ۲۳ اسفند ۱۳۶۵ بود. همه در هول و ولای به دنیا آمدن بچه‌ها بودند. اول معصومه به دنیا آمد؛ بچه‌ای سالم و طبیعی. اما هنوز همه چیز تمام نشده بود، یک ربع بعد قل بعدی فاطمه به دنیا آمد؛ نوزادی که دست‌هایش رشد نکرده بودند و فقط یک پا داشت. از همه بیشتر پرستار اتاق عمل ناراحت شد چون باید این خبر را به پدر این دوقلوها و بقیه اعضای خانواده که پشت در اتاق عمل منتظر بودند می‌داد.

مادرم زمانی که ما را باردار بود زمین خورد. همین باعث شد که من گوشه شکم مادر بچسبم و نتوانم حرکت کنم و رشد خوبی نداشته باشم. حتی وقتی مادرم دکتر می‌رفت آنها فکر می‌کردند که فقط یک بچه در رحمش وجود دارد؛ غافل از آنکه ما دو قلو بودیم.
اولین روز مدرسه را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. با آنکه با مادرمان رفته بودیم ولی من از نظر روحی خیلی اذیت شدم. چون مدرسه یک اجتماع کوچک بود و بقیه بچه‌ها خودشان را با من مقایسه می‌کردند و این مرا اذیت می‌کرد. وقتی هم که مادرم مرا در مدرسه تنها گذاشت، کمبودها را بیشتر احساس کردم ولی به هر حال توانستم دوستان خوبی پیدا کنم. اما تا دوران راهنمایی هم از نگاه‌های سؤال‌برانگیز مردم ناراحت می‌شدم.

او قبل از رفتن به مدرسه قلم را با پایش می‌گرفت و نقاشی می‌کشید و این روند تا سال دوم دبستان هم ادامه داشت تا اینکه معلم کلاس سومشان با او صحبت کرد و فاطمه قبول کرد که اگر بخواهد وارد دانشگاه شود باید مثل بقیه باشد بنابراین نوشتن با دست‌هایش را شروع کرد؛ اولش خیلی سخت بود ولی یواش یواش عادت کردم. هنوز هم خیلی از کارها را با پایم انجام می‌دهم؛ مثلا وقتی در خانه هستیم با پا غذا می‌خورم.

تا وقتی که فاطمه مدرسه می‌رفت برای آنکه از درسش عقب نماند به کلاس‌های آزاد نمی‌رفت ولی وقتی دیپلمش را گرفت سنتور را پیش استادش، غلامرضا مشایخی شروع کرد؛ «از سازها به پیانو و گیتار علاقه‌مند بودم ولی شرایط فیزیکی‌ام این اجازه را نمی‌داد. وقتی مشورت کردم متوجه شدم که می‌توانم در ‌ساز سنتور موفق باشم. اطلاعاتم درباره این ‌ساز در حد این بود که می‌دانستم به شکل ذوزنقه است ولی اگر حمایت‌ها و تشویق‌های استادم نبود شاید هیچ وقت به این ‌ساز علاقه‌مند نمی‌شدم.

فاطمه برای اینکه بتواند نواختن سنتور را شروع کند به پروتزهایی برای دستانش نیاز داشت تا با آنها مضراب را در دست بگیرد. متخصصان هلال احمر این کار را انجام دادند و فقط ماند یادگیری نت‌ها که فاطمه همیشه از آن می‌ترسید ولی بالاخره توانست با تمرین زیاد نت‌خوانی را هم یاد بگیرد.

او طراحی سیاه قلم را هم از برادر بزرگترش مهدی یاد گرفت؛ «در طراحی کشیدن پرتره انسان برایم خیلی سخت بود چون نمی‌توانستم دور صورت را خوب دربیاورم اما تمرین کردم و موفق شدم». بعد از آن هم به طراحی روی سفال علاقه‌مند شد.

بعد از اینها نوبت به گریم و آرایشگری رسید که فاطمه از کودکی به آن علاقه داشت؛ «وقتی ثبت نام کردم استادم گفت تو می‌توانی این کار را انجام دهی؟چون خیلی ظریف‌کاری دارد. من هم جواب مثبت دادم. در کلاس صدای استاد را ضبط می‌کردم و خیلی دقیق به کارهایش نگاه می‌کردم تا بهتر یاد بگیرم.

آموزش گریم به همین منوال تمام شد تا اینکه نوبت به روز امتحان رسید؛ روزی که اگر می‌توانست قبول شود دیپلم چهره‌پردازی می‌گرفت. فاطمه آن روز را به یاد می‌آورد و می‌گوید: «مسؤول برگزاری امتحان از مربی‌ام پرسید من چه مدلی به او بدهم که بتواند انجام دهد؟ این حرفش ترحم‌آمیز بود و خیلی ناراحت شدم و مربی‌ام هم به او گفت سخت‌ترین مدلی را که فکر می‌کنید به این هنرجو بدهید. او هم مدل خاتون را به من داد که خیلی سخت بود. بعد هم گفت یک ربع هم به‌ات وقت اضافه می‌دهم ولی من با خودم گفتم باید جوری کارم را پیش ببرم که به آن یک ربع وقت اضافه هم احتیاج پیدا نکنم». فاطمه آن‌قدر کارش را خوب انجام داد که تنها کسی در آن دوره بود که توانست با نمره ممتاز دیپلم گریم بگیرد.

اما انگار اشتیاق این دختر به تجربه و یادگیری مهارت‌های تازه تمامی نداشت چون او مدرک گرافیک کامپیوتری‌اش را هم گرفت؛ «من همه این مدارک را گرفتم تا شاید بتوانم برای خودم کاری دست و پا کنم ولی متاسفانه هیچ کس حاضر نمی‌شود به یک معلول کار بدهد. آنها به معلولیت آدم نگاه می‌کنند نه به اینکه چه توانمندی‌هایی دارد. برای کار به جاهای زیادی مراجعه کرده‌ام که تا الان به در بسته خورده‌ام».

کنسرت در عشق‌آباد

فاطمه وقتی نواختن آهنگ «ای الهه ناز» را یاد گرفت به سنتور بیشتر علاقه‌مند شد. اولین کنسرتی هم که داشت در فرهنگسرای بهمن با همین آهنگ بود. «تولد حضرت فاطمه(س) بود. مادرم هم بین جمعیت نشسته بود و وقتی نگاهش کردم دلم قرص شد. ای الهه ناز و‌ای ایران را نواختم و وقتی تمام شد نفس عمیقی کشیدم و عکس‌العمل مردم و تشویق آنها برایم خیلی غیر منتظره بود».

مادر فاطمه آن شب را به یاد می‌آورد و می‌گوید:«صندلی فاطمه نامناسب بود و او مدام از روی آن سر می‌خورد ولی بالاخره توانست کنترل خودش را حفظ کند و اجرای خوبی داشته باشد».

سنتور تا دکترا

فاطمه سال ۱۳۸۷ به‌عنوان دانشجوی موسیقی کنسرواتور ایران پذیرفته شد؛ «تصمیم گرفتم بروم موسیقی بخوانم».

او ادامه می‌دهد:«روز اول دانشگاه برایم درست مثل روز اول مدرسه بود؛ با این تفاوت که آن موقع خواهرم همراهم بود ولی این دفعه تنهای تنها بودم. اما رفتار دانشجویان و استادان برخلاف آن زمان خیلی عادی بود. ترم یک که بودم همه فکر می‌کردند من از موسیقی سر درنمی‌آورم و به من یک هفته مهلت دادند تا نت‌ها را حفظ کنم اما من این کار را قبلا یاد گرفته بودم».

با تمام این تفاسیر فاطمه مثل خیلی از معلولان دیگر مشکلات زیادی در رفت و آمد دارد. خودش در این باره می‌گوید:«فاصله خانه ما تا دانشگاه خیلی زیاد است. روزهای اول آژانس می‌گرفتم و با مادرم می‌آمدم ولی الان خودم به تنهایی با آژانس می‌آیم که خیلی هزینه‌بر است. همین طور برای سوار شدن و پیاده شدن مخصوصا اگر وسیله و یا ‌ساز دستم باشد از دوستان و همکلاسی‌هایم کمک می‌گیرم».

او از ترم سوم ‌ساز سنتور را به عنوان‌ ساز تخصصی خودش انتخاب کرده و امیدوار است بتواند این رشته را تا مقطع دکترا و آهنگسازی ادامه دهد.

فاطمه موفقیت‌هایش را مدیون خانواده‌اش می‌داند؛ خانواده‌ای که او را محدود نکردند و مانند خواهر دوقلویش هر امکاناتی را که در توانشان بود در اختیار او هم گذاشتند.

فاطمه می‌گوید:«سخت‌ترین لحظات برای من این است که مردم با نگاه ترحم‌آمیز به من خیره شوند. البته حس ششم خیلی خوبی هم دارم و تا متوجه شوم که کسی می‌خواهد از روی دلسوزی به من کمک کند کاری می‌کنم که با دیدن توانایی‌هایم از انجام این کار منصرف شود. من با معلولیت خودم کنار آمده‌ام و دلم می‌خواهد مردم هم این را بدانند و اجازه بدهند راحت زندگی کنم».

ازمون آنلاين HTML

براي شروع آزمون اينجا كليك كنيد .